نی نی خوشگل من

خرید بک لینک
عزیز دل مامان سلاماین روزا بدجور منتظر اومدنت هستمتاریخ هایی که سونو گفته همین روزاست ولی هیچ احساس دردی ندارمخودم که میگم 24 یا 25 بهمن میایشیطنت هات همین جور ادامه داره بعضی موقع ها مثل مامانت کشش میری و پات میزنه بیرون...راستی 20 بهمن رفتیم عکس بارداری گرفتیم. میخوام از لحظه لحظه هت عکس داشته باشم.عاشقتم مامانینمیدونی چقدر درگیرم واسه انتخاب اسمتطبق آخرین توافقات انجام شده با بابایی فعلا اسم " سارینا" تصویب شدهمن با این که سارینا رو از قبل هم دوست داشتم ولی از اینکه زیاد شده دو دلمدایی جونت که میگه مانلی و نیلا و کامیشاخاله کوچیکا هدا و ندا میگن مانلیخاله هما هم سلینخاله رها هم نی نی خوشگل من...

ما را در سایت نی نی خوشگل من دنبال می‌کنید

برچسب: روزای,نزدیک,دیدنت, نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

الان که دارم اینارو مینویسم عشق کوچولوم پیشم خوابیده.. اره خیلی وقته چیزی ننوشتم28 بهمن 95 خدا یکی از قشنگترین و نازترین فرشته های کوچولوشو به من داد.از اون روزا بگم...شب روز 27 بهمن ساعت های 5 دردهای خفیفی شروع شد .من که اصلا تا اون روز از این دردا نداشتم حدس زدم خبرایی باشه ساعت 7 شب دقیقا همون 5 دقیقه یکبار دردم میگرفت بابا محسن اون شب قرار بود از سبزوار بیاد (چهارشنبه بود و بابا از سرکارش که برای پست جمکو و فولاد سبزوار جور شده بود میومد مشهد) برای اوندن بابا لحظه شماری میکردم البته مامان پیشم بود ولی دلم میخواست حتما بابا محسن باشه. بابایی حول و حوش ساعت 10 رسید خونه بهش گفتم شام خوردی نی نی خوشگل من...

ما را در سایت نی نی خوشگل من دنبال می‌کنید

برچسب: روز,میلاد,فرشته,کوچولوی,نازم,سارینا,جووونم, نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:57

صفحه بندی